تبليغاتX
شعر و شعور

شعر و شعور

استفاده از پیام اشعار زیبا و پر محتوی در زندگی

خیلی خوشحالم که متوجه شدم از اشعاری که این حقیر در اینجا گردآوری و تقدیم نموده ام در بعضی وبلاگها مورد استفاده قرار گرفته است و خداوند متعال را شکرگذارم که این توفیق را یافته ام که خدمت بسیار کوچک و ناچیزی در این زمینه انجام دهم .

شکر ایزد که میان من و او صلـــح افتاد

صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند

*********

دل مست و دیده مست و تن بی قرار مست

جان زبون چه چاره کند با سه چهار مست

**********

زیبد که ز درگاهت ٬ نومیـــد نگردد باز

آنکس که به امیدی ٬ برخاک درت افتد

**********

آسمان رشک برد بهر زمینی که در آن

دو سه یاری دو سه دم بهر خدا بنشینند

**********

ما را ببر جهنم و نام گنـــــــه میار

که گرمی خجلت گرمتر زآتش است

*********

خواجه در ابریشم و ما در گلیم

عاقبـــت ای دل همه ما در گلیم

*********

با نسیــــــمی دفتر ایام بر هم میخورد

از ورق گردانی لیل و نهار اندیشه کن

*********

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 9:35  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

اساس دهــــر ٬ نه ویران شود نه آبادان

زفسق همچو منی و به زهد همچو تویی

**********

پلنگ بـیـشه مازندران را

ندرد جز سگ مازندرانی

**********

عالم بی خبری طرفه بهشتی بوده است

حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم

**********

خود گویی و خود خنــــدی

عجب مرد هنر منــــــدی

*********

تو را طاقت نباشد از شنیدن

شنیـــــدن کی بود مانند دیدن

*********

هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد

گو در ایام سلامت به جوانمردی کوش

**********

سپر نفکند شیر غران زجنگ

نیـــــــندیشد از تیغ بران پلنگ

*********

مجال سخــــن تا نیابی مگوی

چو میدان نبـینی نگه دار گوی

*********

به شیرین زبانی توان برد گوی

که پیوسته تلخی برد تند خوی

**********

به نرمی زدشمــــــن توان کرد دوست

چو با دوست سختی کنی دشمن اوست

*********

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 9:41  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

به خرقه گر کسی درویش بودی

رییس خرقه پوشان میش بودی

*********

هر جامه که از دست غمت چاک نباشد

گر پیرهــــــــــــن کعبه بود ٬ پاک نباشد  

**********

بهرام گور٬ که گور می گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گـــــــــــور ٬ بهرام گرفت

*********

من از بینوایی نیم روی زرد

غم بیــــنوایان رخم زرد کرد

*********

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:59  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

سلام پاییز گرامی - متشکرم

مصداق این بیت ٬ بیشتر خودم هستم ( در معرکه عشق دلیرانه متازید - بر صفحه دریا نتوان مشق شنا کرد ) چون این کاری که انجام میدهم خیلی بزرگ است و من هم خیلی ضعیف ٬ و نقص های زیادی به کارم وارد است ( بیشمار ) ولی چیزی که باعث می شود حرکت کنم این بیت زیر است که تقدیم می کنم :

تا عاقل بیچاره پی پل می گشت

دیوانه پا برهنــــــه از آب گذشت  

باز هم از توجه جناب عالی سپاسگزارم .

مخوان آنچنــــــــان زندگی را نکو

که با حرف پوچی شود زیر و رو

*********

به شیرین زبانی توان برد گوی

که پیوسته تلخــی برد تند خوی

*********

گر راست سخن گویی و در بند بمانی

به زانکه دروغــت دهد از بند رهایی

*********

دونان چو گلیم خویش بیرون بردند

گویند چه غم ٬ گر همه عالم مـردند

*********

به گفتن درشتی مـــــــکن با امیر

چو بینی که سختی کند سست گیر

**********

اگر چاله ای پر کنند از گلاب

سگی دربیافـــتد کند منجلاب

**********

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:47  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

سلام پاییز گرانقدر - از بذل محبت شما متشکرم .

در معرکه عشـــــــق دلیرانه متازید

بر صفحه دریا نتوان مشق شنا کرد

**********

بلبل به فغان گو مــــــکن اظهار محبت

خوار است متاعی که به فریاد فروشند

**********

ای خوش آن مست که در پای حبیب

سر و دستار نداند که کــــــدام اندازد

*********

هرگز شرف به سفره رنگین نداده ایم

دست تهی و خانه بدوشی گواه ماست

**********

ما آبروی خویش به گوهر نمی دهیم

بخل بجا ٬ به همت حاتم برابر است

**********

می شود در لقمه اول زجــــــان خویش سیر

بر سر خوان لئیمان هر که مهمان می شود

**********

هر کسی برداشت چیزی را ز اسباب جهان

من از این دنیای فانی دست را برداشته ام

**********

به نرمی زدشمـــــــن توان کرد دوست

چو با دوست سختی کنی دشمن اوست

**********

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 9:32  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

سلام بر پاییز لطیف - از بذل محبت شما سپاسگزارم .

ای دوست به پرسیــدن حافظ قدمی نه

زان پیش که گویند که از دار فنا رفت

**********

چنان ماند اندرز شوریده حال

که گویی به کژدم گزیده منال

**********

غذا گر لطیف است و گر سرسری

چو دیرت بدست اوفتد خوش خوری

**********

نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت

هر طفــــــل نی سوار کنـــــد تازیانه اش

**********

ما از این هستی ده روزه بجان آمده ایم

وای بر خضر که زندانی عمر ابد است

**********

از هجوم اشک ما بیدل مپرس

یار می آید ٬ چراغان کرده ایم

**********

از کرامات شیــــــــــخ ما این است

شیره را خورد و گفت شیرین است

**********

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 12:50  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

گر تو را بر من مسکین نظری باشد و لطف

مشکل هر دو جهان در نظرم آســان است

**********

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

بر صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

**********

برقی از منزل لیـــــلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد  

**********

از مردم افتاده مدد جوی که این قوم

با بی پر و بالی پر و بال دگـــــــــرانند

**********

گیرم که خلق را به فریبی ٬ فریفتی

با دست انتقام طبیعت چه می کنی

**********

نگه کردن به درویشان ٬ منافی بزرگی نیست

سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

**********

امروز که در دست توام مرحمتـــــــی کن

فردا که شدم خاک چه سود اشک ندامت

**********

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:14  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

نیکی هنری نیســــــــــــت به امید تلافی

احسان به کسی کن که به کار تو نیاید

************

در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است

صراحی می ناب و سفینـــــــــــه غزل است  

************

اظهار عجز پیش ستم پیشگان خطاست

اشک کباب ٬ موجـــب طغیان آتش است

***********

عیب کسان منگر و احسان خویش

دیده فرو بر به گریبــــــــــان خویش

************

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 12:46  توسط مسعود ابراهیمی نیا  | 

سلام - به وبلاگ این حقیر خوش آمدید . به ادبیات فارسی خصوصا شعر کلاسیک خیلی علاقه دارم و به فضل خداوند متعال پندهای بسیاری از این اشعار ( خصوصا تک بیتی های پر محتوی )دریافت نموده ام که به نحوی ٬ اخلاق ُ روحیات و در کل ٬ زندگیم را تحت الشعاع قرار داده و برایم بسیار کاربرد داشته است این بود که تصمیم گرفتم با بضاعت بسیار اندک خود تعدادی از این ابیات را با این وسیله در اختیار شما عزیزان قرار دهم و انشاالله مفید فایده قرار گیرد و همچنین از نظرات و اطلاعات شما عزیزان هم در این زمینه استفاده نمایم . منتظر راهنمایی شما عزیزان هستم .  

بنــــام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

****************

الهی چو بر نیتـــــــــــــم آگهی

چو نیت بخیر است خیرم دهی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 13:58  توسط مسعود ابراهیمی نیا  |